گوشه هایی از اشعار مهدی اخوان ثالث (م امید)
مرداب
عمر من دیگر چو مرداب است
راکد و ساکت و آرام و خاموش
نه از او شعله کشیده موج و شتاب
نه از آن نعره زند خشم وخروش
گاهگه شاید یک ماهی پیر
مانده و خسته در او بگریزد
وز خرامیدن پیرانه خویش
موجکی خرد وخفیف انگیزد
*********
گر چه گلچین نگذارد که گلی باز شود
تو بخوان مرغ چمن ! تا که دلی باز شود
*****
توبه ام را بت مستی به یکی جام شکست
اولین شیشه نبود این که در اسلام شکست
******
بهار آمد پریشان باغ من افسرده بود اما
به جو باز آمد آب رفته ماهی مرده بود اما
*****
خوشا
صدم غم هست اما همدمی نسیت
و گر یک همدمم باشد غمی نیست
هزاران راز اندر سینه پژمرد
دریغا و دریغا محرمی نیست
خمار آلودم اما ساغری نه
سرا پا ریشم اما مرهمی نیست
بمیر ای خشک لب ! در تشنه کامی
که این ابر سترون را نمی نیست
+ نوشته شده در جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۸۷ ساعت 15:47 توسط رضاگودرزی
|
در اینجا بیشتر شعرها و ترانه های من رو میخونید